قهرمان ميرزا عين السلطنه
7256
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تقويم پهلوى - نامگذاريها تقويمى به نام پهلوى در وزارت جنگ طبع شده ، دانهاى بيست و پنج قران بين صاحبمنصبان تقسيم شده . در حالىكه مطبعه مال قشون است و اگر هم قيمت بايد داد دو قران قيمت حقيقى آن است . مجسمهء كوچكى از كلهء سردار ، دور آن شاخهء زيتون ساخته و به هر صاحبمنصبى به قيمت پنج تومان دادهاند كه جلوى سينهء خود نصب كنند . بندر انزلى را بندر پهلوى اسم گذاشتهاند . هرچه امروز هست يا « سپه » است يا « پهلوى » . ميدان توپخانه ميدان سپه شد . مىرود به خيابان سپه ، رو به شمال به خيابان پهلوى ، اول خيابان سپه دواخانهء سپه است ، آخر بانك پهلوى . هى سپه ، هى پهلوى ، هى پهلوى ، هى سپه . هيچكس بهقدر اين آدم طالب اشتهار خود و گذاشتن اسم و لقب خود به هر سنگ و كلوخى نيست . آدمها گماشته پروپاگاند مىكنند . ناصر الدين شاه پنجاه سال سلطنت كرد شهر طهران را بزرگ كرد ، آنهمه ابنيه بنا نمود فقط يك خيابان را « ناصريه » به اسم خود گذاشت و يك بندر در شط العرب « ناصرى » « 1 » . اين آدم در ظرف چهار سال نصف طهران و ايران را پهلوى و رضا و سپه اسم گذاشته است . رفتن به خانهء سردار سپه يكشنبه يازدهم رمضان ، 16 حمل - عصر با هزار يا على مدد مصمم رفتن خانهء رئيس الوزراء شدم ( يكشنبه بار عام است ) . برحسب اتفاق توى باغچه جلوى عمارت نشسته بود . عبا به دوش ، تسبيح در دست داشت . طرفين او را عمامه احاطه كرده بود . كلاهى يك نفر و دومى من بودم . كاغذ مىخواند . در ضمن صحبت شد كه اعراب عنوان را من فلان الى فلان مىنويسند . گفت در اروپا هم همينطور است . همهجا از اسم خودشان خوششان مىآيد . جز ايران آهنگر هم آهنگرباشى است . قايم مقام الملك عرض كرد چقدرهم در ايران لقب دارد . سكوتى شد . عريضه دربارهء بدهى ساعد الدوله برخاسته عريضهء خود را تقديم كردم تا به آخر با يك ضعفى « 2 » خواند . قائم مقام الملك گفت اين آدم « 3 » همه طلبكاران پسر باشرف خود را جواب كرده حتى كفشدوز و چكمهدوز ، صحيح نيست با طلبكارهاى آن مرحوم اين قسم سلوك كند . اگر حيات
--> ( 1 ) - قلعهء زابل و فهرج هم ظاهرا به نام ناصرى نامگذارى شده بود . ( ا . ا . ) ( 2 ) - منظور « دشوارى » است . ( 3 ) - يعنى سپهسالار محمد ولى خان . ( ا . ا . )